پیش از هرگونه اقدامی در تمامی فعالیتهای ورزشی ومیادین مربوط از حضور پزشکان با تجربه یا پزشکیاران واجد شرایط استفاده نمائید،مطالب زیرجهت آگاهی واطلاع بیشترورزشکاران محترم تهیه وتنظیم شده است .

ثریا قاسمی برداشتی از کتاب پزشکی ورزشکاران 

 

 آسيبهاي شايع ورزشی

 

الف- اقدامات كمكي اوليه دربرابرآسیب به پای ورزشکاران:

1- خنک نمودن:

استفاده از کیسه یخ وروش حوله مرطوب احتمالاً راحت ترين روش براي مچ پاي آسيب ديده است، زيرا مي توان حولــه را كاملاً دور پا پيچاند. 

 

  2- پاي آسيب ديده را بالا بگيريد :

نبايد پا در حالت ايستاده يا نشسته آويزان باشد. بلكه بايد آن را روي چهار پايه اي قرار دهيد، زير پا، بالش يا محافظ نرمي بگذاريد تا ارتفاع آن از لگن بالاتر بيايد. اين كار به تخليه مايعات در فضاي بين بافتي كمك مي كند و از انباشتگي مايعات در بافت و متورم شدن دور تا دور مچ پا جلوگيري مي كند. 

 

  3- حمايت:

از نوك انگشتان تا زير زانو را باند پيچي كنيد، ساده ترين راه حمايت مؤثر از پا استفاده از باند جورابي است كه مي توان آن را مانند جوراب به پا كرد. اگر تورم زياد است از باند جورابي دولا استفاده كنيد. اگر مچ پا خيلي متورم شده باشد، مي توان براي حمايت از آن و كاهش تورم از وسايل تخته بندي قابل باد شدن استفاده كرد.

از باندهاي غير ارتجاعي استفاده نكنيد مگر اينكه واقعآ بتوانيد آن را به طور صحيح به كار گيريد. به هر حال هر ضايعه سنجي را در اطراف مچ پا بايستي محكم ولي قابل ارتجاع باند پيچي كرد. تا مدتي پس از آسيب ديدگي تورم مچ پا بيشتر مي شود و در صورتي كه آن را حمايت نكنيد ممكن است دردناك و داغ شود و صدماتي بيشتر حاصل گردد.

* توجه:

براي حمايت از مفصل، هيچگاه براي صاف كردن مفصل در رفته شخصا"  اقدام نكنيد.

 

* توجه:

فراموش نكنيد كه در هر نوع باند پيچي هر 15 دقيقه يكبار جريان خون پا را بررسي كنيد. ناخن شست آسيب ديده را فشار دهيد و سپس آن را رها نماييد، دقت كنيد كه سرعت بازگشت رنگ قرمز به بستر ناخن چقدر است. اگر بستر ناخن سفيد بماند باند پيچي را فوراً‌شل يا باز كنيد. 

 

  4- استراحت:

 

اگر مچ پا دردناكتر از آن است كه بتوانيد به راحتي روي آن راه برويد،‌وزن خود را روي آن منتقل نكنيد، در مواردي كه مجبوريد به جايي برويد، لي لي كنيد يا از عصا استفاده كنيد. در طول مدتي كه پا در حالت استراحت است و پا بالاتر قرار دارد بايد سعي كنيد كه مچ پا را در حدي كه دردناك نباشد به صورت مستقيم به سمت بالا و پايين حركت دهيد،‌سعي نكنيد مچ پا را بچرخانيد زيرا اين كار مفصل را دردناكتر مي كند.

در دررفتگي باز احتمال عفونت هم وجود دارد،‌كه بايد زخم ايجاد شده را پانسمان كرد. 

 

 ب- اقدامات كمكي اوليه دربرابرآسیب به زانو ورزشکاران:

اين اتفاق هنگامي روي مي دهد كه زانو خميده است،‌همچنين اگر به هنگام راه رفتن يا دويدن پا بلغزد و گير كند يا هنــگام چرخيدن ورزشكار، اين عارضه رخ مي دهد. 

 

 1- در رفـتگي مفصل زانو:

اين در رفتگي هرچند نادر است ولي اگر ديده شود بسيار خطرناك است. هر گونه تغيير شكل كه در اطراف زانو ديده شود بايستي يكسان تحت مراقبت قرار گيرد، صرفنظر از اينكه شكستگي استخوانها باشد يا در رفتگي مفصل. 

 

 2-اقدامات كمكي اولـيه:

مراحل 1 تا 4 كه براي در رفتگي مچ پا انجام مي دهيم با اين تفاوت كه:

2/1- مفصل زانو را هميشه بايستي با يك وسيله سفت نظير يك قطعه چوب پيچيده شده در پارچــه اي پنبه اي محافظت نمود.

2/2-زانو را خم نكنيد،‌با خم كردن زانوي متورم و دردناك، ممكن است تورم افزايش يابد. چمباته زدن روي زانو مي تواند باعث افزايش آسيب ديدگي شود. زانو را راست نگه داريد و به هنگام نشستن، پا را روي بالش يا چهار پايه اي قرار دهيد، زانو را تا حدي كه دردناك نباشد حركت دهيد.

 

* نكته:‌

يك شكستگي استخوان يا در رفتگي مفصلي هميشه ممكن است عروق و اعصاب مجاور محل ضايعه را آسيب رسانيده باشد بنابراين در هريك از اينها بيمار را از نقطه نظرهاي زير معاينه كنيد:

- بي حسي يا فلج در زير محل شكستگي يا در رفتگي

- از بين رفتن نبض شرياني در زير محل شكستگي يا در رفتگي،‌اگر عروق يك عضو به وسيله استخوانها نيشگون گرفته شده و يا قطع شده باشد، انتهاي آن عضو، سرد مي شود و اگر چنين حالتي موجود باشد، درمان عضو به وسيله يك پزشك، نهايت فوريت را دارد. 

ورزشـهـاي زانــو

 

ج- ضربه ديدگي ناخن و بستر ناخن

گاهي خصوصاً زماني كه سايز كفش به درستي انتخاب نشده باشد، فشارهاي وارده به انگشتان و ناخنها به حدي است كه منجر به بروز خون مردگي در زير ناخنها و دردهاي شديد موضعي مي گردد. در چنين شرايطي گهگاه، خونريزيهاي كوچك زير ناخن، به كبود و سياه شدن زير ناخن مي انجامد. در بعضي افراد، تغيير شكل و اندازه كف پا در حين ايستادن و فعاليت، بسيار زياد و بعضاً بالغ بر دو سايز مي باشد كه قطعاً اين افراد به شدت مستعد آسيب انگشتها و ناخنها هستند. خونريزي و تجمع آن در زير ناخن، هرچند اندك، با جدا كردن ناخن از بستر آن، به درد شديدي مي انجامد كه گاهي راه رفتن را دشوار مي سازد و نياز به اقدامات درماني خاص را طلب مي كند. مهمترين اصل در پيشگيري از بروز اين عارضه، انتخاب كفش و سايز مناسب مي باشد. در شرايط حاد و چنانچه درد ناشي از افزايش فشار در زير ناخن بسيار زياد باشد، مي توان با ايجاد يك سوراخ كوچك در سطح ناخن، امكان تخليه خون و كاهش فشار و درد را فراهم نمود. براي اين منظور مي توان با حرارت دادن يك سر يك گيره كاغذ يا سوزن و قرار دادن آن بر روي ناخن به سادگي و بدون درد، سوراخ لازم را در سطح ناخن ايجاد نمود. استفاده از داروهاي مسكن مانند استامينوفن به همراه كاستن از ميزان فعاليت و استفاده از كفش راحتي و يا دمپايي به درمان سريعتر مشكل كمك مي كند. 

 

 د- عفونت گوشه ناخن (Ingrwing toe nail)

 

اعمال فشار بيش از حد به انگشتان پا، چنانچه در مورد قبل ياد شد، مي توان باعث فرو رفتن قسمتهاي كناري ناخن انگشت شصت پا در نسوج نرم كنار آن گردد. در اين شرايط و با اضافه شدن آلودگي ميكروبي، زمينه بروز عفونت با درد شديد و ناتواني در راه رفتن همراه مي شود. عدم درمان مناسب اين عارضه به مــــزمن شـــدن و تكرار متناوب آن مي انجامد. حفظ بهداشت پا و نحوه درست كوتاه نمودن ناخن (در عين كوتاه بودن نبايد از ته و به صورت زاويه دار گرفت) در كنار استفاده از كفش مناسب، از بروز اين عارضه پيشگيري مي نمايد. در صورت بروز،‌انگشتان مبتلا را روزانه چندين نوبت با الكل شستشو داده و در محلول آب و نمك گرم قرار دهيد. مراجعه به پزشك به جهت تجويز آنتي بيوتيك مناسب الزامي است و در صورت تكرار و مزمن شدن عارضه، گاهي برداشتن قسمتي يا تمامي ناخن به طريق جراحي، قطعي ترين روش درمان است. 

 

  هـ- عفونت قارچي انگشتان

 

فضاي بين انگشتان پا كه غالباً مرطوب از تعرق و مدتها در جوراب و كفش و به دور از هواي آزاد و نور خورشيد مي باشد، محل بسيار مناسب و شايع براي رشد و تكثير عفونتهاي قارچي مي باشد. اين وضعيت خصوصاً در كوهنوردان كه ساعات متمادي پا در كفش به فعاليت مشغول هستند محتمل تر مي باشد. به دنبال استقرار و آلودگي قارچي، علائم به صورت احساس سوزش و بعضاً درد در بين انگشتان، خصوصاً بين انگشتان چهارم و پنجم بروز مي كند. در چنين شرايطي با نگاه مستقيم، متوجه ترشحات بدبو و ظهور سفيدك در سطح پوست ناحيه مي شويم. اكثر مبتلايان، به جهت خفيف بودن علائم، معمولا‌ً توجه كافي به اين عارضه نمي كنند و چه بسا ماهها دچار آلودگي باقي مي مانند. مزمن شدن اين آلودگي مي تواند باعث استقرار عفونت در بقيه نواحي بين انگشتان و نيز درگير نمودن و دچار بد شكلي و از بين رفتن تقارن مي گردد، گاهي پوسته پوسته شده و از بستر ناخن جدا مي گردد.

رعايت بهداشت فردي، شستشوي متناوب پا با آب و صابون و استفاده از جورابهاي نخي و پنبه اي به جاي استفاده از جورابهاي از جنس مواد مصنوعي، اصول پيشگيري از اين عارضه است. به جهت تجويز داروي ضد قارچ به پزشك مراجعه نماييد. لازم به ذكر است كه درمان عفونتهاي قارچي ناخنها معمولاً طولاني و نيازمند مصرف داروهاي تخصصي خوراكي و موضعي است. 

 

  و- ميخچه انگشتان (Corn)

 

وارد شدن فشار زياد بر پوست قسمتي از انگشت به مرور زمان سبب كلفت شدن (هيپوترفي) پوست در محل فشار مي گردد. اين عارضه پوستي كه ميخچه ناميده مي شود به تدريج حساس و دردناك مي شود و گاهي شدت درد، مانع انجام حركات روزانه و فعاليتهاي ورزشي مي شود. انتخاب كفش مناسب كوه چه از نظر فرم و چه از نظر سايز، اهميت فراوان دارد. درمان ميخچه معمولاً، برداشتن آن به وسيله استفاده از داروهاي موضعي و يا در موارد شديد به طريق جراحي است كه در هر صورت نياز است تا به يك پزشك متخصص مراجعه شود. 

 

 ز- شكستگي انگشتان پا (Toe fracture)

اگرچه بروز شكستگي انگشتان پا، آسيب شايعي نيست؛ ليكن در كوهنوردي، به دنبال سقوط سنگ بر روي پنجه پا و يا بد قرار گرفتن نوك كفش در بين سنگها امكان بروز آن وجود دارد. معمولاً در شرايط مناسب، درمان اين شكستگيها به راحتي با فيكس نمودن انگشت آسيب ديده به انگشت بزرگتر مجاور خود به وسيله چسب زخم بندي امكان پذير است و البته به دنبال آن براي حداقل يك هفته مي بايست از پوشيدن كفش خودداري و از دمپايي استفاده شود. 

 

 ح- سندرم مورتون (Morton syndrome)

 

حركات زياد و مكرر استخوانهاي «متاتارس» خصوصاً در حين راهپيمايي در سطح ناهموار كوهستاني، باعث گير افتادن و فشرده شدن اعصاب بين آنها مي شود كه به تدريج به التهاب موضعي شاخه هاي عصبي در محل فشار و در ادامه به ايجاد يك توده عصبي كوچك (به اندازه يك عدس)‌در محل فشردگي منجر مي گردد. چنين توده اي كه نورماي مورتون ناميده مي شود، در برابر فشردگي بسيار حساس و دردناك است و تحريك آن باعث ايجاد درد، احساس برق گرفتگي در انگشتان و گاهي اختلال حسي به شكل كاهش حس و احساس گزگز در بغل و نوك انگشتان مجاور مي گردد. به راحتي قابل درك است كه پوشيدن كفشهاي نامناسب خصوصاً تنگ بر ايجاد و پيشرفت اين ضايعه تأثير زيادي دارد. پيشگيري از بروز اين ضايعه دردناك و مزاحم در گروي استفاده از كفش مناسب با كفي مستحكم و متناسب با اندازه پا و نيز انجام تمرينات كششي و قدرت پنجه و كف پا است. نكته مهم اين است كه درمان اين عارضه در مراحل اوليه راحت تر است ليكن چنانچه به آن توجه نشود و به تدريج بر قطر توده عصبي افزوده گردد، درمان قطعي صرفاً ‌برداشتن آن به طريق جراحي است. 

 

  ط-  استخوانهاي متاتارس دردناك – متاتارسالژيا (Metatarsal)

 

ضعيف بودن عضلات كف پا و وارد شدن فشار زياد به استخوانهاي متاتارس در پنجه و كف پا، اجازه حركات بيش از حد و خارج شدن از محل اين استخوانها را ميسر مي سازد. اين حركات باعث فشرده شدن و سايش بين استخوانهاي متاتارس مي شوند كه منجر به بروز درد در ناحيه كف و يا روي پا مي گردند. اين عارضه را كه در واقع التهاب اين استخوانهاست متاتارسالژيا مي نامند. در صورت نياز به كارگيري كفي هاي طبي ويژه در كاهش درد مؤثر مي باشد. 

 

  ی- دردهاي قوس كف پا

مجموعه اي از عضلات ليگامانها، تاندون عضلات، استخوانها و مفاصل كوچك در ناحيه كف پا، قوسهاي طولي داخلي و خارجي كف پا را تشكيل مي دهند. اين دو قوس در كف پا مانند ضربه گير عمل مي كنند و وجود آنها امكان انعطاف و تحمل وزن بيشتري را به پا در حين ايستادن و راه رفتن مي دهد. چنانچه يكي از عناصر اين قوسها، ضعيف شده يا آسيب ببيند، استخوانهاي قوس پا از امتداد خود خارج مي شوند و قوس به هم مي ريزد.

اين اختلال باعث مي شود تا فشار و كشش زيادي به نسوج نرم كف پا وارد شود و نيز مفاصل استخوانهاي بين كف پا به هم فشرده شوند. مجموعه اي تغييرات به احساس درد در ناحيه قوس كف پا خصوصاً در حين راه رفتن و دويدن و خستگي زودرس پا مي انجامد. در اين بين افرادي كه به طور مادرزادي داراي قوس كف پاي كمتر از حد (كف پاي صاف) يا بيش از حد هستند، نسبت به بروز اين عارضه حساس ترند و به جهت پيشگيري مي بايست با نظر پزشك متخصص از كفـهاي طبي خاصي استفاده نمايند. استفاده از كفشهاي نا مناسب كوهنوردي كه كف داخلي مناسبي ندارند و يا كف نرم و قابل انعطافي دارند مزيد بر علت و عامل بروز تشديد اين عارضه هستند. به خاطر داشته باشيد كه چنانچه كفش خود را بين دو دست خود قرار دهيد و با اعمال فشار سعي در خم نمودن تخت آن نماييد، چنانچه از ناحيه وسط تخت، خم گردد مناسب و استاندارد نيست. در يك كفش خوب با اعمال چنين فشاري، تخت كفش از ناحيه جـــــلوتر (حدود قرارگيري محل پنجه پا) خم مـي شود نه از وسط. 

 

  پيشگيري از اين عارضه عبارتند از:

1- كنترل و جلوگيري از وزن بدن

2- انجام تمرينات كششي عضلات پشت ساق پا

3- انجام تمرينات كششي و افزايش طول فاشياي كف پا

4-استفاده از كفشهاي استاندارد با كفي و تخت مناسب

5- مراجعه زود هنگام به پزشك متخصص و در صورت بروز عارضه، به جهت درمان سريع و مناسب و جل گيري از مزمن شدن عارضه كه غالباً مستلزم درمانهاي طولاني و دشوار است. 

 

  ک- دردهاي پاشنه پا

يك باند نسبتاً ضخيم و مستحكم از جنس نسج و عضلات به نام فاشيا در كف پا از حدود انگشتان پا شروع شده و به پاشنه پا متصل مي شود. كوتاه بودن اين فاشيا، فشار و كشش زيادي را به محل چسبندگي خود در زير استخوان پا وارد مي سازد. تكرار اين فشار و كششها سبب بروز التهاب در محل چسبندگي و پيدايش درد پاشنه پا مي شود اين درد با راه رفتن و دويدن، تدريجاً افزايش مي يابد و معمولاً صبح هنگام، قبل از آغاز فعاليتهاي روزانه در بيشترين حد خود است. تكرار زياد اين مكانيسم و اعمال فشار بر اين محل چسبندگي فاشيا و استخوان، باعث تشكيل زايده استخواني كوچك و خار مانندي مي شود كه به اصطلاح خار پاشنه ناميده شده است و معمولاً ‌در كليشه هاي راديوگرافي به وضوح ديده مي شود. از علل ديگر دردهاي پاشنه پا، تحت فشار قرار گرفتن شاخه هاي كوچك و حساس عصب كف پايي در زير و سطح داخلي پاشنه پا مي باشد. همراه علائمي چون بي حسي و سوزن سوزن شدن نواحي مجاور مي گردد. استفاده از كفشهايي كه فضاي كافي و مناسبي براي پاشنه پا ندارند از عوامل بروز اين اختلال محسوب مي شوند. انجام تمرينات كششي عضلات پشت ساق پا و فاشياي كف پا به همراه قرار دادن مكرر كيسه هاي حاوي يخ خرد شده در محل دردناك پاشنه پا، چند نوبت در روز و استفاده از داروهاي ضد درد ساده اي چون آسپرين در كاهش درد و بهبود شرايط بسيار مؤثرند. 

 

 

 

اصول كلي بي حركت نمودن عضو، در شكستگيها

 

 

الف- چرا بايد عضو شكستگي يا در رفتگي را بي حركت نمود؟

هدف اصلي از بي حركت نمودن عضو شكسته يا در رفته آن است كه از تغيير محل قطعات شكسته و در رفته هنگام حمل بيمار به مركز درماني جلوگيري به عمل آيد. بي حركت كردن عضو، ممكن است از عوارض ناخواسته زير جلوگيري نمايد.

1- صدمه به عضلات و اعصاب كه ممكن است به وسيله انتهاي شكسته استخوان به وجود آيد و موجب فلج عضو شود.

2- پارگي پوست و احتمال عفونت زخم

3- خونريزي

4- درد و رنج بيمار 

 

  ب- اين اصول بايستي در هر مورد بي حركتي عضو در نظر گرفته شوند:

1- تمام شكستگيها بايستي در همان وضعيتي كه قرار دارند بي حركت شوند. 2- به غير از موارد استثنايي، در صورتي كه يك شكستگي داراي زاويه بسيار زيادي است ميتوان آن را قبل از بي حركت نمودن صاف كرد. در هر حال هيچگاه نبايد قصد صاف كردن شكستگيهاي نواحي ستون فقرات،‌شانه، آرنج، مچ دست و زانو را بنماييد. 

 

  ج- در مورد شكستگيهايي كه مجاز به صاف كردن زاويه آنها مي باشيد اقدامات زير را انجام دهيد:

1- ملبوس روي شكستگي را بريده يا پاره كنيد تا بتوانيد تمام اوقات، چشم خود را مستقيماً روي محل آن بدوزيد. تمام كوشش خود را به كار بريد تا سر استخوان شكسته، پوست را سوراخ ننمايد. اين عارضه منحصراً به علت رفتار خشونت آميز با عضو شكسته به وجود خواهد آمد و ملايمت در انجام حركات، از آن جلوگيري خواهد نمود.

 

2- به آرامي ولي محكم،‌عضو شكسته را با هر دو دست خود بگيريد. يك دست را درست در زير محل شكستگي و ديگري را پايين تر از آن قرار دهيد.

 

3- چنانچه امكان پذير باشد از شخص ديگري بخواهيد با نگاه داشتن بيمار، او را در جاي خود ميخكوب كند كه در نتيجه حركت شما بيمار جابه جا خواهد شد.

 

4- هنگام ايراد كشش، هيچگاه سعي نكنيد كه با فشار، زاويه شكستگي را تغيير دهيد.

 

5- به هيچ وجه نگذاريد كه عضو تحت كشش از دست شما فرار كند و به وضعيت اول برگردد تا زمــــــاني كه بحركتي كامل انجام شود.

 

6- تمام زخمها را قبل از بي حركت كردن عضو با پانسمان بپوشانيد.

 

7- موقعي كه وسيله بي حركتي خود را روي عضو به كار مي بريد دقت نماييد كه خود اين وسيله ممانعتي براي گردش خون عضو به وجود نياورد. (مثلاً در پا، فشار دادن بستر ناخنها و دقت در سرعت بازگشت رنگ قرمز ه بستر ناخن)

 

8- قبل از گذاردن وسيله جهت بي حركتي عضو، تمام لبه ها و گوشه هاي آن را با پنبه و يا پارچه بپوشانيد تا اين نقاط، فشاري روي عضو وارد نياورد. 

 

 

حمل و نقل بيمار و مجروح

 طرق مختلفي جهت انتقال بيمار از محل حادثه و در ميان اشيائي كه دور و اطراف او را احاطه كرده اند به آمبولانس و از آنجا به بخش فوريت بيمارستان وجود دارد .

جز در مواقعي كه حادثه به صورتي است كه جان تكنيسين و بيمار در خطر مي باشد، حركت بيمار بايستي با نظم و ترتيب خاص از روي نقشه و يا كمال حوصله انجام گيرد تا باعث ايجاد خسارات بيشتر بدني و تشديد ضايعات موجود نگردد. قسمت اعظم تغيير مكان بيمار را انتقال او از روي تخت،‌كف اطاق يا روي زمين به برانكارد آمبولانس تشكيل مي دهد. برانكارد و يا تخته حامل بيمار را بايستي در فاصله هرچه نزديكتر به بيمار قرار داد تا حركت او حداقل فاصله را در برگيرد. 

 

  1- حمل و نقل يك نفره

سه روشي كه در زير شرح داده مي شود جهت حمل بيمار در حاليكه خطر جدي جان بيمار و يا تكنيسين را تهديد نموده و احتمال رسيدن كمك نيز وجود نداشته باشد، بسيار مناسب هستند. مثلاً در موردي كه پناهگاهي آتش گرفته و يا بيمار در حال بيهوشي است و محل را نيز دود پر نموده و خطر خفگي وجود دارد و بايد بيماران را به سرعت از آن محل دور نمود ولي اگر آنقدر وقت و فرصت باقيست تا نيروي كمكي فرا برسد نبايد از اين روشها استفاده نمود.

در روش اول پشت زيني كه در آن بيمار در پشت تكنيسين به حالت تاب خورده قرار مي گيرد و قسمت پشت لگن تكنيسين تحمل وزن او را مي نمايد قرار مي گيرد. در روش دوم بيمار به حالت آويزان در پشت تكنيسين قرار مي گيرد به طوري كه دستهاي او روي شانه تكنيسين تكيه دارد؛ و در روش سوم بيمار را از روي تخت روي زمين مي لغزانند و بعد روي يك پتو و يا با گرفتن لباسهاي او از ساختمان خارج مي نمايند. اين روش را روش گهواره اي مي گويند و در اينجا سر بيمار در بين بازوهاي تكنيسين پنهان و محافظ گشته و دستهاي تكنيسين در زير شانه هاي بيمار به طوري قرار مي گيرد كه كف دست به بالا نگاه مي كند. چنانچه بيمار بايستي پله هاي ساختمان را نيز طي كند تكنيسين او را به پايين مي لغزاند و در حالي كه سر به طرف پايين قرار دارد او را هرچه نزديكتر به سطح پله ها حركت مي دهد. 

 

  2-6 بلند نمودن بيمار و حمل او به طريقه مستقيم

اين طريقه در اكثر كتابهاي كمكهاي اوليه شرح داده شده است. چون صرفنظر از تعداد نفراتي كه در انجام آن شركت دارند، حمل بيمار روي دست كار مشكلي است، اين روش فقط بايستي در مواقعي به کار رود كه كاملاً ضـروري باشـد و فاصله نيز طولاني نباشد .

انتقال بيمار از محل واقعه و قرار دادن او روي برانكارد بايستي حداقل به وسيله دو مرد انجام گيرد. چنانچه دستها را با يكديگر قفل كنند، قدرت بلند كردن آنها زيادتر مي گردد و در ضمن، كنترل بيمار و حركات به اطراف نيز آسان خواهد بود. قبل از شروع به محل بايستي مطمئن بود كه بيمار داراي ضايعه اي در ستون فقرات پشتي و يا گردني نيست. براي آنكه دستهاي دو نفر تكنيسين در پشت بيمار با يكديگر در تماس كامل درآيند مي توان از يك حولــه يا باند سه گوش استفاده نمود.

روش زير جهت بلند نمودن بيمار به وسيله دو نفر تكنيسين نيز در صورتي كه بيمار ضايعه ستون فقرات و شكستگي اندام تحتاني نداشته باشد، متداول و مفيد است. يكي از دو نفر سر و شانه هاي او را در بازوها و دستهاي خود حفظ و تحمل مي نمايد و دومي با يك دست كمربند بيمار و يا توري مخصوصي كه دور كمر او پيچيده باشند گرفته و با دست ديگر نيز لبه شلوار و يا يك بند چرمي را كه به دور مچ پايش بسته شده باشد مي گردد و متفقاً بيمار را از روي زمين بلند مي كنند. بلند نمودن و حمل و نقل بيمار به وسيله سه نفر نيز معمول و از سالها پيش بدان عمل مي شده است؛ ولي در هر حال حتي با وجود تعداد كمكي بيشتر اين روش نمي تواند محافظ خوبي جهت گردن و پشت باشد زيرا دو يا سه و يا حتي چهار نفر كه بيماري را روي دستها و بازوهاي خود بلند مي كنند نمي توانند حركـــات خود را هـــمزمان با يكـــديگر انجام دهند.

اگر بيمار روي شكم خوابيده باشد، روش به دست آوردن سه روش تعليق جهت بلند نمودن او روشي كافي به نظر مي رسد؛ زيرا در آن حركت، قسمتهاي مختلف بدن حداقل مي باشد ولي ارتفاع بيمار از روي زمين فقط بايستي به اندازه اي باشد كه روي برانكارد قرار گيرد.

براي بي حركتي بيمار مي توان از يك پتو كه به شكل يقه دور گردن او قرار داده ايم استفاده نماييم اين پتو در پشت بيمار قرار داده شده و اگر بيمار به شكل خوابيده باشد يعني صورت بيـمار به سمت زمين نگاه كند . 

 

  3-6 حمل و بلند نمودن بـيمار به طريق مخـصـوص

هر تكنيسين، در دوره خدمت خود مواجه با حالات خاصي از حمل و نقل مي گردد كه بايستي تغييرات مخصوصي در روشهاي معمولي خود داده و وضعيت بيمار را با آن توافق دهـــــد. مثلاً در مواقعي كه نمي توان از بلند نموده بيمار به منظور لغزاندن يك تخته فقراتي بزير او استفاده كنيم بايد از روش شرح داده شده يعني نفرات هر پاي خود را در يك طرف بيمــار قرار داده و او را از روي زمين بلند مي كنند. بلند نمودن بيمار به وسيله چهار نفر جهت قرار دادن او روي تخته بزرگ حفاظت ستون فقرات روش عالي اسـت. در اكثر موارد لازم است بيمار در همان وضعيتي كه از ابتدا قرار گرفته است حمل و نقل شود .

گاهي از اوقات، تكنيسين مجبور است كه از صندلي معمولي جهت حمل بيمار استفاده نمايد گروه امدادي كه با يك بيمار سنگين وزن سر و كار دارند قادر به بلنـد نمودن و نشانيدن او روي صندلي نيستند ملاحظه كنيد كه در اين حالت ساقهاي بيمار بلـند شده و پشتي صندلي، ناحيه پشت و لگن او را محافظت مي نمايد. در اين حال بيمار را با دقت بسيار كم كم كشيده و روي صندلي قرار مي دهيم سپس دو طرف صندلي و يا جلــــو و پشت آن را گرفته و به حالت نشسته در مي آوريم اين روش را در مــــورد بيماران بستري نيز مي توان به كار بست و همچنين براي حمل بيمار از پله هاي گردان نيز مي توان استفاده نمود. بلند نمودن بيمــــار به وسيله 5 نفر مرد با يك پتو و در حال كشش در مواقع خواص است پتو را تدريجاً در زير كشانيده و آن را در امتداد محور طولي بيمار قرار داده و هر دو طرف طولي آن را رو بهم لوله مي نماييم و بدين وسيله بيمار را بلند مي كنيم. 

 

  7- انواع برانـكارد و موارد اسـتعـمال آنـها

برانكارد انواع مختلف و متنوعي دارد كه اصول ساختماني تمام آنها يكسان است برانكارد مخصوص آمبولانس داراي چرخ بوده و ارتــفاع آن از سطح زمين متغيير است. اين برانكارد داراي دسته اي جهت راندن و ديواره هاي كناري جهت حفظ بيمار از سقوط و يك تشك بسيار راست براي گذاشتن زيـــر بيمار مي باشند. تخته هاي مخصوص ضربه ستون فقرات را مي توان در زيـــر تشك حمل نمود تا در مواقع لزوم فوراً قابل دسترسي بوده و در صورتي كه ماساژ قلب مورد نياز باشد به عنوان سطحي سفت و غير قابل انعطاف مورد استفاده قرار گيرد در اين صورت تخته را بايستي بين بيمار و تشك قرار داد برانكاردهاي نيم شونده يا روبين سون بسيار مناسب بوده ولي جهت به كار بـردن آنها هر دو طرف بيمار بايستي قابل دسترسي باشد واز طرفي برعكس مهره هاي فـقراني آنها را بايد در امتداد محور بدن در زير بيمار لغزاند. اين برانـكاردها باريك،‌از نظر استحكام عالي، مشخصات كامل و شرح هر دو نوع تختـه هاي فقراتي و لــوازم ثابت نمودن سر بيمـار در تخته هاي كوچك موجود مي باشد. 

 

  1-7 برانـكاردهـاي ابـتـكاري

بسته به ذوق شخصي مي توان انواع و اقسام برانكاردها را ساخت مثلاً بـا دو چوب بلند و يك پتو كه به دور بيمار پيچيده مي شود مي توان يك برانكارد ساخت كه او را مانند ننوئي در برگيرد و هنگام رسيدن به بيمارستان مي توان چوبـــها را مستقيماً از زير بيمار خارج ساخت. همچنين مي توان به وسيله 10تا15 متر طناب يك برانكارد مناسب ساخت به اين ترتيب كه طناب را روي زمين پهن نموده و به صورت حلقه هاي مارپيچ در مي آوريم و پس از آن بيمار را روي سطح صاف آن قرار داديم حلقه هاي آن را با كمك افراد از اطراف مي گيريم و بلند مي كنيم در صورتي كه در محل حادثه طناب موجود نباشد مي توان از لوله هاي آتش نشاني و يا لوله هاي آب رساني معمولي استفاده نمود. البته اين طريق ابتدايي را در مواقع حادثه شديد به كار برد زيرا اين روشها فقط جهت مواقع فوري مجاز هستند و وقتي مي توان از آنها استفاده كرد كه بيمــار فراوان و برانكارد كم است. 

گرمـازدگي

 

  10- گرمـازدگي

آسيبهاي ناشي از گرما در سه گروه قرار مي گيرد:

1- حمله گرمايي

2- خستگي ناشي از گرما

3- درد و انقباض ناشي از گرما 

 

حمـلـه گرمـايي:

حمله گرمايي هنگامي رخ مي دهد كه مكانسيمهاي تنظيم كننده گرما در بدن، نتوانند بدن را تا حد كافي سرد كنند. در اين حالت دماي بدن بالا مي رود، ولي تعريق صورت نمي گيرد در نتيجه گرماي زيادي در بدن ذخيره مي شود و سرانجام سلولهاي مغزي دچار صدمه مي شوند كه اين مسأله حتي ممكن است به مرگ بينجامد. 

 

  تـشـخـيـص:

1- دماي بالاتر از 40 درجه سانتيگراد

2- پوست و دماغ، خشك و قرمز

3- نبض در حدود 160 بار در دقيقه، كه در ابتدا سريع بوده و با پيشرفت آسيب، ضعيف و سريع مي شود.

4- مردمكها در ابتدا كوچك شده، ولي بعد از مدتي گشاد مي گردد.

5- گيجي

6- تنفسي كه در ابتدا سريع و عميق است، ولي به تدريج ضعيف و سطحي مي شود.

7- سردرد

8- خشكي دهان

9- تهوع، استفراغ و ضعف عمومي

10- كاهش فشار خون

11- تشعشعات، انقباض عضلاني و احتمالاً از بين رفتن هوشياري حمله گرمايي عمدتاً زماني رخ مي دهد كه دماي بالا همراه با رطوبت بالا و سرعت زياد وزش باد وجود داشته باشد. 

 

   درمـان:

مهمترين اورژانس در مورد حمله گرمايي، سرد كردن بدن است. بلافاصله بدن را از معرض تابش آفتاب دور كنيد، لباسهايش را درآوريد، بدنش را كاملاً با آب سرد مرطوب كنيد.

سريعاً تهويه هواي سرد را برايش برقرار كنيد. سپس بيمار را با ملافه هايي كه با آب سرد مرطوب شده اند بپيچيد و سريعاً او را نقل مكان دهيد. همچنين به يك فرد ديگر ياد بدهيد كه چگونه در حين انتقال، بيمار را باد بزند و دستگاه تهويه را با حداكثر سرعتش به راه بيندازد. ايدآل اين است كه كل بدن بيمار را سريعاً در حمام آب و يخ قرار داده، يخ را بر پوستش مالش دهيم. اگر چنين كاري ممكن نبود، قطعات يخ را در يك كيسه پلاستيكي قرار دهيد، بدن بيمار را مرطوب كنيد و كيسه را بر بدن بيمار بماليد. پاكتهاي يخ را زير دست،‌دور گردن و اطراف قوزكهاي پاي بيمار بگذاريد تا عروق بزرگ سطحي را خنك كند.

وقتي دماي بدن بيمار به زير 39 درجه سانتيگراد رسيد با سنجشهاي متوالي دماي بدن مواظب سرد شدن بيش از حد بدن باشيد. تا هنگامي كه دماي بدن به زير 8/37 درجه سانتيگراد نرسيده است، عمل سرد كردن را ادامه دهيد. اگر با اقدامات شما دماي بدن بيمار به زير 8/37 نرسيد حمله گرمايي مجدداً رخ مي دهد. در حين سرد كردن بدن بيمار مواد محرك يا نوشيدني داغ ندهيد. از آنجا كه گرمازدگي تمام بدن را درگير مي كند، ممكن است عوارض زيادي ناشي از حمله گرمايي يا اقدامات درماني حاصل شود از اين رو در حين سرد شدن بدن بيمار مراقب عوارض زير باشيد:

1- تشنجها

2- ورود مواد استفراق شده به راههاي هوايي

 

* براي جلوگيري از ورود مواد استفراق شده به ناي، بيمار را در وضعيتي قرار دهيد كه بتواند به راحتي مايع را از راههاي تنفسي خارج كنيد. اگر موفق شديد كه دماي بدن را ظرف 60-30 دقيقه به ميزان 2 درجه پايين بياوريد، عمل سرمادهي را متوقف كنيد. اگر قبل از اتمام عمليات انتقال بيمار، دماي بدنش مجدداً بالا رفت دوباره عمل سرد نمودن را آغاز كنيد. 

 

 خـسـتگي گرمـايي

اين حالت، در فرد سالمي رخ مي دهد كه در يك محيط بسيار گرم، به شدت فعاليت بدني انجام دهد. در واقع خستگي گرمايي حالت ملايمي از شوك است كه به واسطه تعريق طولاني و شديد بدن مقادير زيادي آب و نمك از دست مي دهد. وقتي اين آب از دست رفته به حد كافي جايگزين نشود جريان خون كاهش مي يابد و اعمال مغز، قلب و ريه تحت تأثير فراوان قرار مي گيرد. 

 

   تـشـخـيـص:

1- سردرد، سرگيجه،‌تهوع،‌ضعف

2- غش كردن

3- تعريق شديد

4- بي اشتهايي

5- كاهش هوشياري به ميزان كم

6- كاهش دماي بدن به پايين تر از سطح طبيعي يا حفظ آن در مرز طبيعي

7- گشاد شدن مردمكها

8- ضعف و نبض تند

9- تنفس سريع و سطحي

10- رنگ پريدگي پوست (معمولاً خاكستري) سرد و مرطوب

11- دردهاي احتمالي عضلات

12- اشكال در راه رفتن

مهمترين مشكل در خستگي گرمايي، از دست دادن نمك است. 

 

 درمـان:

1- او را به يك اتاق خنك ببريد،‌ولي مطمئن شويد كه احساس لرز نمي كند. كمپرسهاي سرد و مرطوب روي پوست او بماليد و دستگاه تهويه هواي خنك براي او مهيا كنيد .

2- او را وادار كنيد كه دراز بكشد. پاهاي او را 30-20 سانتيمتر بالا ببريد و سرش را كمي پايين بياوريد تا جريان خون كافي به مغزش برسد. تا آنجا كه مي توانيد لباسهايش را درآوريد و اگر نمي توانيد لباس خارج كنيد،‌آن را شل كنيد.

3- براي بيمار محلول آب و نمك ( يك قاشق چايخوري در هر ليوان) به ميزان نصف ليوان در هر 15 دقيقه به مدت يك ساعت تجويز كنيد.

4- اگر بيمار استفراق كرد، ديگر محلول آب نمك را به او ندهيد. او را به بيمارستان ببريد تا محلول آب و نمك را وارد رگهايش كنند.

5- اگر استفراغ صورت نگرفت، به اعضاي خانواده بياموزيد كه بيمار را به مدت 3-2 روز آرام و در حال استراحت قرار دهند و او را از معرض حرارت دور نگه دارند. 

 

 گرفتگي عـضلاني ناشي از گرما

گرفتگي عضلاني همراه با درد است كه به هنگام خروج بيش از حد نمك در حين تعريق شديد روي مي دهد. وقتي ميزان آب و نمك بدن كم شود بيمار آن را به صورت تشنگي درك مي كند. بيمار براي فرونشاندن تشنگي مقادير زيادي آب مصرف مي كند،‌بدون اينكه نمك را جايگزين كند. در هر حال گرفتگي عضلاني اغلب در عضلات بازو، ران و شكم رخ مي دهد.

براي ايجاد گرفتگي عضلاني الزاماً هواي بسيار گرم يا داغ مورد نياز نمي باشد، مثلاً‌كسي كه در هواي سرد به شدت ورزش و عرق مي كند اگر نمك از دست رفته بدنش را جبران نكند ممكن است دچار گرفتگي عضلاني شود. گرچه ممكن است بيمار دچار سرگيجه شود و حتي احساس غش كند ولي وضعيت رواني و سطح هوشياري اين بيمــار طبيعي باقي مي ماند. 

 

 درمـان:

يك قاشق چاي خوري نمك را در يك ليوان آب حل كنيد و نصف ليوان را در هر 15 دقيقه به آرامي به بيمار بدهيد.

 

* توجه:

عضلاتي را كه دچار گرفتگي شده اند را ماساژ ندهيد، چرا كه ماساژ، كراپها (گرفتگيها) را درمان نمي كند و حتي مي تواند درد را تشديد كند .به بيمار كمك كنيد تا آرام بماند، چرا كه آرامش باعث تسريع بهبودي مي شود. بيمار بايد به مدت 12 ساعت از هر گونه فعاليتي اجتناب كند. 

 

 

ســــرمـــازدگي

 

آسيبهاي ناشي از سرما در سه گروه قرار مي گيرند:

 

1- كاهش دماي عمومي بدن (هيپوترمي عمومي)

2- سرمازدگيFrostbite

3- پاي سنگر مانده Trench Fook Immersion Foot injury 

هـيـپـوترمي عمومي:

وقتي دماي بدن به زير 35 درجه سانتيگراد برسد، فرد به اغما مي رود و وقتي دما به زير 26 درجه سانتيگراد برسد، مرگ، روي مي دهد. براي ايجاد هيپوترمي، نياز به دماي خيلي پايين نيست، بلكه مي تواند در دماي 18 درجه سانتيگراد هم رخ دهد. مرطوب بودن بدن- كه ناشي از آب يا تعريق باشد – و خستگي شديد مسأله را پيچيده تر مي كند. 

 

  عوامل اصلي و مهم ايجاد هيپوترمي عبارتند از:

رطوبت و باد

از دست دادن آب

پوشش نامناسب

مصرف الكل يا نيكوتين در هواي سرد و عدم توجه به ايجاد پناهگاه و آتش مرگ ممكن است ظرف مدت دو ساعت از شروع اولين علائم، رخ دهد 

 

 مراحل تظاهر هيپوترمي به ترتيب عبارتند از :

1- لرزيدن (براي توليد گرما كه به طور جبراني انجام مي دهد.)

2- بي تفاوتي، خواب آلودگي و بي حالي

3- از هوش رفتن، كه اغلب همراه با كاهش ضربان قلب و ميزان تنفس است .

4- يخ زدن اندامها

5- مرگ 

 

 علائم عمومي عبارتند از :

1- لرزش يك طرف بدن

2- لرزيدن غير قابل كنترل

3- تكلم آرام و مبهم

4- خطاي حافظه

5- قضاوت نادرست

6- اختلال در راه رفتن

7- گيجي

8- سفتي عضلات

9- آبي شدن رنگ پوست، پوست رنگ پريده و روغني، يا صورتي رنگ

10- گيجي حواس

11- عدم استاع( گشاد شدن) مردمك و واكنش ندادن آن به نور

12- احساس سفتي پوست

13- صورت متورم

14- كاهش ضربان قلب و تعداد تنفس

15- نبض ضعيف و نامنظم

16- خستگي آشكار

17- كاهش فشار خون

18- بيهوشي

بسياري از بيماران، هرگز دچار لرز يا رنگ پريدگي نمي شوند. گاهي تنها شكايات اوليه مصدوم «گيجي» است . 

 

 درمــان :

A) اگر مي توانيد بيمار را سريعاً به بيمارستان انتقال دهيد :

1- يك راه تنفس ايجاد كنيد،‌اما بيمار را وادار به تنفس زياد نكنيد.

2- بيمار را سريعاً به پناهگاه مناسبي ببريد و وسايل گرم كننده را روشن كنيد .

3- هر لباس مرطوبي را از بدن بيمار خارج كنيد.

4- مراقب ضربانهاي نامنظم و كشنده قلب باشيد.

5- بيمار را با پتو بپوشانيد،‌اگر كيسه هاي داغ در اختيار داريد آنها را روي شكم و سينه مصــــدوم قرار دهيد، ولي روي اندامها نگذاريد.

6- اگر ايست قلبي انجام شد،‌احياي قلبي – ريوي (cpcr) را شروع كنيد . 

 

  B) اگر نمي توانيد بيمار را به بيمارستان انتقال دهيد :

او را در يك محفظه پر از آب گرم (در دماي 43-40 درجه سانتيگراد) قرار دهيد به هر حال حداقل بيمار را از سرما و باران خصوصاً اگر با وزش باد باشد، دور كنيد اگر مي توانيد پناهگاهي ساخته يا آتش روشن كنيد. گرم كردن مجدد بيمار بايد به آرامي صورت گيرد،‌گرم كردن سريع مي تواند كشنده باشد .

 

* توجه:

اكثر بيماران مشكل خود را انكار مي كنند و در برابر كمك شما مقاومت مي نمايند. ولي شما بر مبناي علائم بيمار عمل كنيد، چرا كه قضاوت و منطق مصدوم قابل اعتماد نمي باشد. سپس:

1- او را با هر وسيله ممكن از سرما دور كنيد.

 

2- لباسهاي خيس را از بدنش در آوريد. شدت آسيب را با سنجش دماي مقعد به وسيله يك دماسنج بلند ارزيابي كنيد.

 

3- اگر بيمار آسيب ملايمي ديده است (دماي بين 5/25تا 36 درجه) اقدامات زير را انجام دهيد :

الف) مايعات گرم و شيرين به او بدهيد .

ب) لباسهاي خشك و گرم به او بدهيد .

ج) منبع گرمايي خارجي فراهم كنيد .

 

4- اگر بيمار نيمه هوشيار است:

الف)‌او را بيدار نگه داريد .

ب) نوشيدني گرم

ج) آتش 

 

   سرمازدگي

Frostbite

منظور از Frostbite منجمد شدن بافتهاي بدن است :

A) مرحله اول :

در اين مرحله،‌درگيري نوك گوش، بيني،‌گونه ها،‌نوك انگشتان دست و پا و چانه وجود دارد .اين مرحله به تدريج ظاهر مي شود كه فاقد درد است. در اين مرحله جريان هواي گرم را در اين نقطه برقرار كنيد. هرگز پوست را مالش ندهيد، بلكه دستها را به زير بغل ببريد تا گرم شوند‌. در حين گرم شدن، در آن ناحيه سوزش احساس مي شود .

 

B) مرحله دوم :

در اين مرحله،‌درگيري پوست و بافت زيرپوستي وجود دارد. در اين حالت پوست سفت است ولي بافت زير آن نرم است. هرگز پوست را مالش ندهيد. با گرم شدن مجدد پوست ارغواني و ابتدايي حس مي شود و بعد دچار سوزش مي شود، گرم كردن مجدد اغلب باعث تورم ناحيه مي شود.

 

C) مرحله سوم :

در اين مرحله، بافت زير پوست سفت مي شود. در اين مرحله تمام دست يا پا گرفتار است و ممكن است بافت، كاملاً از بين برود. قبل از منجمد شدن، بافت مورد نظر اغلب دچار درد شديد و سوزش مي شود .در حين گرم نمودن،‌پوست آبي،‌ارغواني مي شود و به شدت دردناك مي گردد و دچار تاولهاي بزرگ شده و حتي ممكن است سياه گردد. اگر پوست در معرض سرما، مرطوب بوده يا با جسم سرد در تمــــاس بوده باشد،‌شدت آسيب بيشتر است . اگر بافت، هنوز منجمد است تا زماني كه اقدامات خود را شروع نكرده ايد،‌آن را منجمد نگه داريد. همچنين اگر خطر منجمد شدن مجدد وجود دارد عمليات گرم كردن بافت را هرگز آغاز نكنيد . 

 

 درمان براي مراحل B و C

گرم كردن تدريجي بافت سرمازده اشتباه مي باشد. بافت را سريعاً با آب 43-41 درجه سانتيگراد گرم كنيد. دماي آب را مرتباً با دماسنج چك كنيد و پيوسته آب گرم به آن اضافه كنيد. از اشعه باز آتش براي گرم كردن آب استفاده نكنيد چون ممكن است بيمار به طور اتفاقي دچار سوختگي شود. گرما بايد به طور يكنواخت توزيع شده و ثابت نگه داشته شود. اگر بافت سرمازده، بيني يا گوش مي باشد، آب گرم را روي آن بريزيد. عمل گرم كردن را آنقدر ادامه دهيد تا رنگ ناحيه مبتلا، قرمز يا آبي شود. براي ايجاد اين حالت حداقل 30 دقيقه گرم كردن لازم است. عفونت، مهمترين علت از بين رفتن بافت سرمازده مي باشد .

نواحي گرم شده را با ملايمت و با پارچه هاي استريل بانداژ كنيد. پنبه را بين انگشتان آسيب ديده قرار دهيد و در حين انتقال بيمار به بيمارستان اندام مبتلا را بالا نگه داريد .اگر بافت مبتلا به يكباره گرم شده آن را مجدد گرم نكنيد. هرگز به بيمار الكل ندهيد و در صورت امكان به بيمار چاي يا قهوه داغ بدهيد. اگر پاهاي او آسيب ديده اند اجازه ندهيد كه راه برود.

 

* توجه:

به بيمار اجازه سيگار كشيدن ندهيد چرا كه نيكوتين سيگار شريانها را منقبض مي كند و جريان خون را به ناحيه مبتلا بيشتر كاهش مي دهد . 

 

 پاي سنـگرمانده Trench foot:

اين حالت، وقتي رخ مي دهد كه پاهاي شخص براي چند ساعت يا چند روز در معرض رطوبت يا دماي پايين (اندكي بالاتر از دماي انجماد) قرار داده مي شود. سوء تغذيه و استرس اين ضايعه را تشديد مي كند .در ابتدا سرد،‌متورم و بي حس هستند. پوست روي پا سفيد و چين و چروك دار مي گردد و ممكن است دچار تورم شديد شود پس از اينكه پاها گرم شدند قرمز متورم و داغ مي گردند و اغلب تاول مي زنند. از آنجا كه جريان خون مختل شده ممكن است پاها سياه شوند و اين مسأله به پوست اعصاب و عضلات آسيب مي رساند. 

 

درمــان :

پاهاي بيمار را به مدت 8-6 ساعت در روز، خشك نگه داريد و به فرد بگوييد كه در طول اين مدت كفشها و جورابهايش را در آورد. به آرامي پاها را گرم كرده، ناحيه مبتلا را تميز كنيد و از پارچه استريل استفاده نماييد، تاولها را نتركانيد. بيمار را به بيمارستان منتقل كنيد. تهويه كافي براي بهبود لازم است .